تبليغاتX
::. کلبه آزادی فاطیما .::

کلبه آزادی فاطیما

.... درد و دل هاي دختر آزاد   ....

: درباره وبلاگ

 

آدم وقتي که مي ميره آزاد ميشه

آزاد آزاد.......

ديگه نه از عشق خبري هست

نه از غم.

نه از پول و نه از ...

ديگه حتي مريض هم نميشه که

کسي نياد عيادتش

ديگه غصه نداري که بري يه

گوشه زانوي غم بغل کني

ديگه عاشق کسي نميشي

که عاشقت نباشه

ديگه به کسي راست نميگي

که بهت دورغ بگه

يا دروغ بگي که راست بشنوي

ديگه دلت هم واسه کسي

تنگ نميشه

ديگه غرور هم نداري که

وقتي يه نفر بهت

توهين کرد ناراحت بشي

ديگه حتي به اونايي که

دوستشون داري

نمي توني بگي دوستت دارم

آزاري با انديشه همان آزادي

بدون تباهي است........


 

: اتاق اصلي كلبه

 

اولين خاطره
خاطره هاي قبلي
 

 

: دردودل هاي قبلي

 

87/02/01 - 87/02/07
86/12/22 - 86/12/29
86/12/01 - 86/12/07
86/11/05 - 86/11/21
86/10/22 - 86/10/30
86/09/22 - 86/09/30
86/09/01 - 86/09/07
86/08/05 - 86/08/21
86/08/01 - 86/08/07
86/07/22 - 86/07/30
86/07/08 - 86/07/14
86/07/01 - 86/07/07
86/06/22 - 86/06/31
86/06/01 - 86/06/07
86/05/22 - 86/05/31
86/05/05 - 86/05/21
86/04/22 - 86/04/31
86/04/05 - 86/04/21
86/04/08 - 86/04/14
86/04/01 - 86/04/07
86/03/22 - 86/03/31
86/03/08 - 86/03/14
86/03/01 - 86/03/07
86/02/22 - 86/02/31
86/02/05 - 86/02/21
86/02/08 - 86/02/14
86/02/01 - 86/02/07
86/01/22 - 86/01/31
86/01/05 - 86/01/21
86/01/01 - 86/01/07
85/12/05 - 85/12/21
85/12/08 - 85/12/14
85/11/22 - 85/11/30
85/11/05 - 85/11/21
85/11/08 - 85/11/14

 

: همسايه هاي كلبه

 

ღ♥ღوبلاگ قبلي فاطيماღ♥ღ
مریم دختر آفتاب
ايهاب
در غربت
پیک مرگ
کلید راز
كلاغ سفيد
حقوقدان
همراه يكي
تنهاترين تنهايان
iran-children
ILOVE U(تانیا)
مسافر خسته
ابر بي باران(روح الله)
قندونک(فاطیما جون)
بهترين كد هاي آهنگ(سعید)
یادداشتهای یک وبلاگر(مجید)
انتظار فرج(یه دوست خوب)
دلخوشي هاي بيخودي(دختر شالیزارون)
دانلود نرم افزار - موزیک - کدهای جاوا- فیلتر شکن
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد (محمود)
عشق من مال من باش (مهدی و فرشته)
به کلبه محبت و عاشقانه من خوش آمدید
هکر کلاه سیاه (منصور)
کلبه ی غم (وجیه جون)
و آنگاه .... روح ...
یلدا جووووووووون
مهر ورز غریب
دوست داشتم.....
gimmick
من و تو
sheklak
خبرانه
سرنوشتم !
ماهیگیر عزیز
موسیقی ترنس
هفت شنبه (بهارجون)
خفن حسام(پسر تنها)
منتظران ظهـــــور (مولاعلی)
مهـــــــــــــــــــــــــــرزاد
خورشید پشت ابر مهدی موعود (ع)
هیچ هدیه ائی زیباتر از گل نیست
ادبیات معنوی در موسیقی
*** غروب***
فریاد سکوت
طیف سبز
جیران جون
دلتنگیها
karina
پیوند
قلب من
عاشقانه ها
کلبه ی محبت
صدايي در باد
عشق اسمانی من
برو یارم به سلامت
ديواری از عشق
( قافله ی عمر )
سکــــوت شیشه ای
عاشق شدن یعنی زندگی دوباره
ღ♥ღحضرت عشق ღ♥ღ
عشق دیروز من فردا که شد تو با کی همنشینی
welcom ayda jooon
عشق عشق عشق
شهر سپید
شیطون
دلتنگیها
یاد پدر
عطش
ذوالفقـــار
سلام غريبه
پیاده رو هنر
تنهاترین یتیم
معجزه عشق
ابر بی باران 2(روح الله)
عشق گمشده
ارتش سري ايران
سفر به انتهای شب
دري به سوي سلامتي
بين و من و خدا راهيست....مي جويمش.
بهنام پســــــــــــــــــــــــــــــــر آفتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام زمان(عج) و هدایت و یادداشتها
:*.*•.*.•** باران *.*•.*.•**
لحظه های بی پایان
خاطرات مرده
تنهای تنها
انتظار فرج
اشک روان
mekebi93
جنون عشق
علی پاستوریزه
خوراسان تورکلری
پلپلاسی به معنی پرستو
خدایا چرا عشق را آفریدی ؟؟؟؟
عموپورنگ خوشگل ما بچه ها
:§§ـــــــــــــپناهنده عشق ـــــــــــ
کــــامـــپــیـــوتـــر بـــرای هـــمـــ
میعاد عاشقانه
LEARNEREZA
الهه ی عشق
دلنوشت
قلب من
دوستی گل
مشق عشق
شهر سپید
عاشق بازنده
تروریسم عشق
خیلی دوست دارم
بوی سیب سرخ
عشق بی منتها
(( عشــــــــق منی ))
در کوچه باغهای بیابان
پرسپولیس زلزله همینه همینه
دانلود نرم افزار و آموزش رايانه
دفتر عشق اهواز
جمشید&فريده
سکسکه قرن
صدف جنوبی
هشت بهشت
گالری لباس
کومه عشق
زندگی
ARF
ستاره
رویداد
تجلی
ایلیا
احــســان و ســحــر
داستانهای زیبا
از این گریه چه میدونی؟نه دردمی نه درمونی
برو یارم به سلامت
مهتاب شب تنهایی
(یادم باشد زنده ام)
سیب ترش
اهااای خدا....صدام میاد...؟
رقص قلم
farzan
آخرین سرباز
قاصدک هان چه خبر آوردی؟
بگو کی رو چشات نقش گریه کشید
بسیجی عاشق ولایت
.:: بازم بيا ::.

 

:نداي آزادي

 
 

: لينک باکس

 
 

:

 

fatima_2khtaripak

 
 
ميان بودن و نابودن يک فرصت ديگر.... ببخشم یا نبخشم من ؟؟؟

من مي‏بينمش
ایستاده آن سو تر
بغل بگشوده..... من را سوي خود مي‏خواند.... اما.....
واي از اين بغضي................... که در سينه است
نگاهم مي‏کند
مي‏خواندم
من در سکوتي سرد ....................مي‏مانم
برايش پاسخي؟؟ هرگز
غروري کور.................... فرمان ميدهد خاموش


و اينک يک سلام و دست مهري تا که بفشارد........... دو دست خالي من را
و دستانم که انگشتان تنهاي مرا در خويش مي‏کاود
نگاهش مي‏دود.............. تا پشت چشمانم
دو پلک بسته‏ام راه نگاهش را..................... چه بي‏رحمانه مي‏بندد
نگاه مهربانش پشت پلک بسته‏ام................... در مي‏زند اما
نبايد چشم بگشايم
که مي‏ترسم ......................بلرزد قلب من
فرمان دهد.............................. آغوش بگشايم

دوباره باز مي‏خواند مرا
و مي‏خواهد که پيوندي زنم ................من اين طناب الفت ديرينه را............. اکنون
درون سينه‏ام............... غوغاست
دلم مي‏خواهد آغوش محبت را..................... به رويش باز بگشايم
ببخشم تا رها گردم............... من از دردي که هر لحظه............... مرا رنجور مي‏سازد
دلم پر مي‏کشد......................... تا او
دوباره حس تاريکي........................... مرا فرياد مي‏آرد
ولي نه
او دلت را سخت آزرده است
چه بايد کرد؟


خدا مي‏بخشد......................... اما من .................نمي‏بخشم ؟!
با که اين را مي‏توانم گفت؟
دلم مي‏خواست من را....................... او بخواند
تا بگويم
دوستش دارم
بگويم من دعا کردم بياید...................... بار ديگر
تا ببخشد او
ببخشم من
تا شروع ديگري باشد


ولي اکنون که او برگشته....................... مي‏خواند مرا
اينک؛ کلام مهرباني......................... بر زبان من نمي‏آيد
دلم مي‏خواهد او باور کند........................ ديگر برايم نيست
اما هست!
و مي‏ترسم که از چشمانم................... اين را او بفهمد
چشم مي‏بندم
نگاهش باز مي‏کوبد به پشت پلک هاي بسته‏ام
اما نبايد چشم بگشايم

دلم مي‏خواهد او باور کند.................... بغض مرا ديگر
و او بايد بفهمد خاطرم را سخت آزرده است
و نور روشني در من..................... به نجوا باز مي‏گويد
ولي آخر تو هم اي خوب........................ بد کردي
و او را هم تو آزردي
نمي‏دانم
ولي حالا که او بخشيده.................... بايد او بفهمد
من نمي‏بخشم
که من اين هديه را آسان نخواهم داد
جدالي در درونم مي‏کند غوغا
ميان اين دو من
آيا کدامين من............................ در اين پيکار خواهد برد؟!
چه مي‏شد من رها مي‏گشتم......................... از اين کينه‏ي جان سوز؟
و مي‏بخشيدم او را
نه
خودم را
که بيش از او خودم در رنج خواهم بود
که تلخي نبخشيدن به کام لحظه‏هايم ..................زهر مي‏ريزد
و مي‏ميراند ..........اين اوقات زيبا را...

| +| نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ  |   |  ارسال به دوستان
 
راز ِ اين حلقه ي زر


 

 

 

دخترک ، خنده کنان گفت که : چيست؟

راز ِ اين حلقه ي زر

راز ِ اين حلقه که انگشت ِ مرا

اينچنين تنگ ، گرفته ست به بر

راز ِ اين حلقه ، که در چهره ي او

اينهمه ، تابش و رخشندگي است



مرد ، حيران شد و گفت
:

حلقه ي خوشبختيست !!! حلقه ي زندگي است !!!

همه گفتند : مبارک باشد !

دخترک گفت : دريغا که مرا

باز ، در معنيه آن ، شک باشد !!

...................................

....................................



سالها رفت و... شبي ،

زني افسرده !! نظر کرد بر آن حلقه ي زر....

ديد در نقش ِ فروزنده ي او

روزهايي که به امّيد ِ وفاي شوهر

به هدر رفته ، هدر...



زن ، پريشان شد و ناليد که : وااااي !!

واااي !! ، اين حلقه که در چهره ي او

باز هم ، تابش و رخشندگي است

حلقه ي بردگي و بندگي است !!........*

********
****************************

| +| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  fatima_2khtaripak
All Rights Reserved