***ای خدا جون***
من از آغاز دلم مست تو بود....از ازل عاشق و پابست تو بود......من نگويم که نبودم رسوا.....بودم اما نه به اين رسوايي.....جلوه ات قاعده ي اميد است....سينه ات آينه ي خورشيد است....مانده ام تا به که همتاز کنم....اي دلت آيت بي همتايي.....( ای خدا)
خوب دوست من .. تحقیق کردم . و حد و مرزی که دوستی دارد یا ندارد رو تا اونجائی که ادراکم یاریم دهد فهمیدم ..
حالا این من . حالا این تو ..
ســـــــــــــــــــــــــــــلام
~5.jpg)
از کدوم روز ، از کدوم شب ، از کدوم قلّه رسیدی ؟
که با اعجازِ حضورت ، منُ از نو آفریدی !
بیتو روشن بودم امّا ، مثلِ فانوس توی آفتاب !
سُستُ خالی مثلِ نقشِ سایهیی اُفتاده بَر آب !
تو شروعی تازه بودی ، روزَنی رو به ترانه !
فصلِ آغازِ ظهورِ واژههای عاشقانه !
من زمینْخوردهاَم ! اِی عشق ! وقتِ جنگِ تن به تَن نیست !
این شکستُ میپذیرم ، منِ من شبیهِ من نیست !
فصلِ معراجِ شکوفه ! فصلِ رستاخیزِ جنگل !
منُ از خزون رها کن ! منُ تازه کن از اوّل !
از کدوم باغ ، از کدوم شهر ، از کدوم جادّه رسیدی ؟
که با گوشهی نگاهت ، منُ از نو آفریدی !
برای کشفِ سکوتت ، تا کجا باید سفر کرد ؟
واسه خوندن از تو باید ، چنتا حنجره خبر کرد ؟
باید از کدوم پرستو ، راهِ چشمِ تو رُ پُرسید ؟
با کدوم معجزه میشه تو رُ از خودِ تو دُزدید ؟
من زمینْخوردهاَم ! اِی عشق ! وقتِ جنگِ تن به تَن نیست !
این شکستُ میپذیرم ، منِ من شبیهِ من نیست !
فصلِ معراجِ شکوفه ! فصلِ رستاخیزِ جنگل !
منُ از خزون رها کن ! منُ تازه کن از اوّل !
...............................

گفته بودم که هر وقت دلت در سینه نگنجید .. و پرنده خیالت دو بال پرواز نداشت .. گوشه تختت بنشین و چشم بدوز به پنجره اتاقکت .. و از اون گوشه ی سایه روشنی که نور ماه افتاده بر نیم رخ رنگ پریده ات .. به آسمون نگاه بکن .. و میون اون همه ستاره در دل اون کهکشان دور .. سوسوی نوری که برقی به نگاهت میندازه رو دنبال کن ... تامنو در آستان پنجره ات .. با همان ردای سفید رنگ بلند .. با گیسوانی به رنگ شبق ... بر پرچین دیوارک پنجره ات ببینی .. . و نسیم روحم رو که پوست چهره ات رو نوازش میدهد لمس کنی .. و بعد چشمات رو ببند و باز سوار بر بال خیال به وسعت دلتنگیت .. تمام خاطرات سفرهای رفته و نرفته رو تداعی کن ..
و بگــــــــــــــو .. وصف العیــــــــــــــش نصف العـــــــــــــــیش ..
موفق باشی و عاشق
(حالا عشقت هر چی خواستی باشه)
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ
|
| ارسال به دوستان