تقدیم به دوستان...
سلام منو بپذیرید!
اول تشکر به خاطر نظرات ارزشمندتون.راستش نمیخواستم اینجوری بنویسم .
چند تا از دوستان (دقیقا 12 نفر) بهم گفتن مطالب یکنواخت شده! خوب هر کسی
یه روشی داره و من مطالبی که مینویسمو تقدیم به خدا و بعد شما دوستان خوبم
میکنم!و از طرفی نظرات شمارو خیلی با ارزش میدونم
پس به احترامتون (اینبار) از نظر خودم درباره بعضی لغات مینویسم......
خیلی فکر کردم چی بنویسم بهترین چیزیکه به نظرم رسید این بود!
شاید بهتر منو بشناسید وخواهش میکنم نظرتون رو درباره جملاتی که به اونها
اعتقاد دارم حتما بگید...

زن و نقش آزادی زن از نظر من :
"چگونه باید بود؟" مهمترین سوال یک زن آگاه در جامعه است.
زن فرشته ایست که در ایام طفولیت پرستارشما،در دوران جوانی همراه شما،و در روزگار پیری تسلی بخش خاطر شماست.
حجاب زن از نظر من :
هرچه حضور زن در یک جامعه تفننی تر باشد ، زن آرایش کرده تر است.
زنان بد حجاب (نه زنان بی چادر!!) باید بدانند که در فردای بی طراوت آنان ،
باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده ی فردای آنها همان خطری را
ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده ی دیگران ایجاد میکنند.
تقوا و عفت زن را نمی توان با دیوار و زنجیر حفظ کرد!!!
و من همیشه اعتقاد دارم که:
غربی ها حجاب مرا نشانی از مردمان عصر حجر می دانند و من عمیقا به
این می اندیشم که ناراحتی آنها از این است که
چرا در های لذت بر آنها بسته شده است........!

ازدواج از نظر من :
پیش از ازدواج چشمانت را خوب بگشا و بعد از آن کمی آنها را روی هم بگذار.
هر کس مایل است خدارا پاک و پاکیزه دیدار کند، همسر اختیار کند.
بازنی ازدواج کن که اگر مرد بود بهترین دوست تو می شد.
زنی با چهره زیبا در چشم جای دارد و زن زیبا سیرت در قلب .
البته برای مرد هم همینطوره...
...
خوب اینا چیزایی بود که من شنیدم و اعتقاد دارم
حالا دوست دارم نظر شمارو بدونم.
|
+|
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ
|
| ارسال به دوستان