کشنده ترین خلقت خدا..

ولی من دعا میکنم این چند روز دیر بگذره
بارها و بارها سعی کردی عشق را آموزش ببینی
اما به بهانه های مختلف...... نشد!
بارها و بارها خواستی بدون کنایه حرفت رو بزنی
اما به بهانه های مختلف...... نشد!
بارها و بارها سعی کردی درکش کنی و کنارش باشی
اما به بهانه های مختلف...... نشد!
بارها و بارها بهت گفتن دوست دارن باور نکردی........
حتی ایمان داشتی اینبار دروغ نیست
اما باز هم به بهانه های مختلف...... نشد!
.................................................................................
با خودت میگی چه جالب!! وای چه جالب
فکرت و نظرت در این مورد با همه فرق داره........
نکنه من آدم نیستم!!!!
احساسی ندارم؟!!
چرا همه میتونن از عشق بنویسند اما من نه!
چرا به ظاهر همه منو عاشق میدونن اما به باطن اینگونه نیستم!
............................................................................................
هزاران گونه تفسیر عشق را شنیدی.... ایمان آوردی که وجود دارد
آخر بی دلیل نیست همه از آن سخن میگویند
اما..........
اما باور نداری
شاید باید آن را جست و جو کنی؟!!
کسی یا چیزی جای آن را گرفته؟که جایی برای آن نیافتی
جست و جو میکنم!!
ماه ها و سال ها
هیچ چیز را نمیابم جز خدا
وای چرا از خدا نمیپرسم دلیلش چیست؟
شاید بداند........... نه ! حتما میداند.
سجاده را پهن میکنم
خدایا
تا به حال هرچه از تو خواستم به من دادی
هرچه کمک خواستم و دستم را به سویت دراز کردم مرا بی نصیب نگذاشتی
قسمت میدهم هرچند ضعیفم و کوچک......
دوست دارم بدونم چرااااااااااااااااااااااا
چرا من؟
اشک ...............
خودت خوب میدونی درونم چی میگذره پس لازم نیست توضیح بدم
درسته خدا جون؟
خوب همیشه دوست داشتی بیام باهات درد دل کنم
کاری که با هیچکس نکردم...
پس ذکر........
آه
چرا زودتر نفهمیدم!
خوب اینو با یه خواب به من میگفتی!!!!!!
به خدا تحملش رو داشتم
به خدااااااا
|
+|
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ
|
| ارسال به دوستان