
عیدتون مبارک






















مرام اباالفضل (ع)
خيل ملك ملتجى به نام اباالفضل
جن و بشر سر بسر غلام اباالفضل
هر كه بود در دلش فروغ هدايت
مى شود آگاه از مقام اباالفضل
اهل وفا نيست هر كسى كه نياموخت
درس وفادارى از مرام اباالفضل
گر علمش سرنگون شده است بلند است
رايت مردى به احترام اباالفضل
چشم فلك خيره شد چو ديد به ميدان
چهره همچون مه تمام اباالفضل
اهل جفا مرگ خود به چشم بديدند
شد چو به ميدان بپا قيام اباالفضل
ساقى همت به دشت كرببلا ريخت
باده ايثار جان به جام اباالفضل
تشنه درون شد به شط و تشنه برون شد
گر چه نبود آب شط حرام اباالفضل
تا ببرد آب سوى خيمه طفلان
بود همه سعى و اهتمام اباالفضل
آه از آن دم كه اوفتاد به ميدان
از سر زين سرو خوش خرام اباالفضل
در نفس واپسين به سوى حرم بود
ناله ادرك اخاپيام اباالفضل
صحبت حال سكينه بود و غم آب
با شه دين آخرين كلام اباالفضل
بخوان به نام رهایی ! بخوان به نام بلوغ ! بخوان به نام صاعقه در التهاب شب .
بخوان به نام ساقه امید در پهندشت یاس ! بخوان به نام خالق خورشید .
و عشق را به اسم اعظم معشوق ، از پس یلدای بی تنفس دیجور ،
نور باران کن .
بخوان نبی گرامی ! بخوان رسول عشق و امید !
بخوان به نام نامی توحید

درآ یه حدیث قدسی اومده که :
((کنتُ کنز مخفیا فاحببتُ أن أُعرف ..فخلقتُ الخلقَ لکی أُعرف))
گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم
پس انسان را بیافریدم تا شناخته گردم.
آفرینش انسان با محبت وعشق شروع شد.
تو شمعی جاودانه هستی و دل من پروانه وار گرد وجود
تو می چرخد تو اصل وبنیاد همه آفرینش هستی و معشوقه
من ( برای همه جانی و برا ی من جانانی)























|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ
|
| ارسال به دوستان