........از طرف سارا....

اجازه نخواهم داد کسی
پا در دنیای من و خدایم بگذارد .
نذری بود بین من و خودش .
ادا نشد!
گرچه نخواست دلم برای یکبار رنگ شادی را ببیند .
گر چه رسم بندگی را نیاموختم .
" اما اگر کفر نیست
" اوهم بنده نوازی نکرد !...
گرچه دنیایم کوچک است .
گرچه زیبا نیست .
گر چه دلگیر است .
اما ...!
هر چه هست من تسخیرش کرده ام .
می دانم نیمه پر لیوان زندگی ام خالی شد .
می دانم هستم نیست شد .
می دانم بودم نابود شد .
و خوب می دانم نباید عذر خواست .
چرا که نیمه پر لیوان را من خالی نکردم.
" قضا بلا بود "
افتاد و شکست.
من هم شکستم اما اشک نریختم .
چرا که مدت هاست سردم !
سرد سرد !
تمام وجودم قندیل بسته ...
هرگز نخواهم گذاشت کسی پا میان دنیای سردم بگذارد !
می خواهی بیایی من حرفی ندارم .
بیا !
اما تضمین نمی کنم قندیل نبندی ....
سلام به دوستان مهربونم
آبجی باران و داداش سیا
منو به کلبشون دعوت کردن برای همکاری
و منم پذیرفتم
اونجام اگه دوست دارین بیاید
http://www.koda-ba-ma3tast.blogfa.com
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386 توسط ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ
|
| ارسال به دوستان